تبليغاتX
پایگاه علویون املش2
درباره وبلاگ:

علی ای همای رحمت توچه آیتی خدارا
که به ماسوافکندی همه سایه همارا
دل اگرخداشناسی همه دررخ علی بین
که نگین پادشاهی دهدازکرم گدارا



معیارهای حق و باطل از نگاه امام علی علیه السلام

نام گفت و گو شونده: سید احمد حسینی خراسانی

تهیه وتدوین:محمدمهرافروزسردفتراسنادرسمی ومدیرگروه اینترنتی مهراملش/گیلان

 از میان معصومان(ع) تنها پیامبر(ص) و امام علی(ع) موفق شدند مدت زمانی نه چندان زیاد، زمام حکومت را به دست گیرند و بر مردم حکمرانی کنند. با نگاهی گذرا به تاریخ بشری درمی یابیم که در دوره ها و مدت زمان محدودی فرمانروایان صالح، زمام حکومت جوامع را در دست داشته اند. از میان انبیایی که قرآن از آنان نام برده است، تنها حضرت سلیمان و داوود و یوسف تشکیل حکومت دادند و حضرت موسی(ع) هم در این راه قدم برداشت و توانست بنی اسرائیل را از چنگال فرعون نجات دهد و به سرزمینی دیگر برود و حتی حکومتی تاسیس کند.


ادامه مطلب...
یکشنبه هفدهم بهمن 1389
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 18:4 | لینک ثابت |

ماجرای یکی از نوه‎های امام علی(ع) که به شک افتاد

تهیه وتدوین:محمدمهرافروز،سردفتراسنادرسمی ومدیرگروه اینترنتی مهراملش/استان گیلان

حسن بن محمد بن حنفیه

حسن بن محمد بن حنفیه، نوه‌ی امیرالمومنین علی(ع) است که تاریخ، وی را از گروه مُرجعه [اهل ارجاع] می‎داند. سید حسن، نوه‌ی امیرالمومنین(ع) فرزند محمد حنفیه در خصوص اختلاف میان عثمان، طلحه و زبیر و امیرالمومنین علی(ع) امر را به خدا ارجاع می‎داد.

کتاب تاریخ الاسلام للذهبی جلد اول، صفحه 331 و سیرالاعلام النُّبلاء و نیز کتاب البدایع و النهایه جلد 9 در صفحه 140 این ماجرا را نقل کرده اند.


ادامه مطلب...
یکشنبه هفدهم بهمن 1389
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 18:2 | لینک ثابت |

4لینک برترعلوی ع برای مطالعه شماعزیزان کاربر

لطفاْبرروی عناوین لاتین زیرکلیک بفرمایید:

http://gadir87.blogfa.com/post-17.aspx

http://gadir87.blogfa.com/post-16.aspx

http://gadir87.blogfa.com/post-15.aspx

http://gadir87.blogfa.com/post-14.aspx

سه شنبه پنجم بهمن 1389
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 18:20 | لینک ثابت |

چشم خدا


سلام بر چشم خدا
آن دم که با خدا نجوا می کند و آنگاه که قطرات اشک بر گونه ی مبارکش بوسه می زنند


مولا جان : هر چند آمدنت حتمی است ، من اما در هراس نبودن خویشم ...
کاش نسیم، عطر نفسهایت را به غربتم برساند.
تو را ای گل همیشه بهار سلام میگویم و باز چشم میدوزم به راه آمدنت ...
ولی شرمساریم از انتظار ...

_______
_____
__


برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست
خودت دعایی کن ای نازنین که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست


اللهم عجل لولیک الفرج

پنجشنبه هفدهم تیر 1389
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 17:35 | لینک ثابت |

علی ابن ابی طالب صوت العداله الانسانیه1
www.gadir87.blogfa.com   علی ابن ابی طالب صوت العداله الانسانیه1
پنجشنبه ششم اسفند 1388
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 18:47 | لینک ثابت |

کتابخانه مرجع بهائیت شناسی با هشت عنوان کتاب جدید بروز شد
http://gadir87.blogfa.com/

بسم الله الرحمن الرحیم
 
کتابخانه مرجع بهائیت شناسی با هشت عنوان کتاب جدید بروز شد
 
الف : کتاب شگفتی در چیست ؟            لینک دانلود با کیفیت متوسط      لینک دانلود با کیفیت عالی
 
ب : کتاب نشانی از خورشید                                                لینک دانلود
 
ج : کتاب بر کرانه ظهور                                  لینک دانلود
       د : کتاب نوید                                                                       لینک دانلود         
ه : کتاب به سوی نور                                                                لینک دانلود       
و : کتاب دو روی چهره ها                                                     لینک دانلود
ز : کتابچه پیام                                                                   لینک دانلود
ی : کتابچه سراب                                              
بهائیت شناسی
 
-------------------------------------------------------
اگر خواستار لغو ارسال این خبرنامه بودید در خواست خود را به همین آدرس ایمیل کنید
جمعه یازدهم دی 1388
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 17:30 | لینک ثابت |

دانلوددوکتاب شیعی

استاد خسروشاهی:
امام علی(ع) صدای عدالت انسانی ج 3

على بن ابيطالب هرجا که قدم نهاد و در هر مقامى که سخن گفت و هردم که برق شمشيرش همراه پرتو خورشيد درخشيدن گرفت، پرده هاى استبداد را دريده، شکل هاى گوناگون استثمار و خودپرستى را از بين برد، اساس ظلم و ستم را برافکند و زمين را هموار ساخت تا بتوان آسان بر آن گام نهاد!...
 

استاد خسروشاهی:
امام علی صدای عدالت انسانی ج5

مسائل معنوى همچون امور مادى، به اقيانوسى شباهت دارند که سواحل آن از يکديگر دور و به شکلهاى گوناگون هستند اما آبهاى آن به يکديگر پيوسته و درهم مؤثرند.

پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 17:13 | لینک ثابت |

صلابت علی‏علیه السلام
برگرفته‏ای از کتاب جاذبه و دافعه علی‏علیه السلام، اثر استاد شهید مطهری (ره)

صلابت علی‏علیه السلام

علی‏علیه السلام همه وقت‏شخصیت دو نیرویی‏بوده است، هم جاذبه داشته و هم دافعه; ولی‏دوران خلافت وی و دوران‏های پس ازشهادتش دوره تجلی بیشتر جاذبه و دافعه‏اوست.

پیامبرصلی الله علیه وآله علی‏علیه السلام را به فرماندهی‏لشگری به یمن فرستاد. دربرگشتن، برای‏ملاقات پیامبرصلی الله علیه وآله عزم مکه کرد و شخصی رابه جای خود گذاشت. علی‏علیه السلام زودتر عازم‏مکه شد. آن شخص لباسهایی که علی‏علیه السلام‏همراه آورده بود را بین لشکریان تقسیم کردتا بالباس‏های نو وارد مکه شوند. چون‏علی‏علیه السلام برگشت، به این عمل اعتراض کرد،زیرا از نظر علی‏علیه السلام این کار نوعی تصرف دربیت المال بدون اجازه رسول اکرم‏صلی الله علیه وآله بود. ازاین رو علی‏علیه السلام دستور داد لباس‏ها را از تن‏بکنند تا رسول خداصلی الله علیه وآله در باره آن‏هاتصمیم بگیرد. لشگریان از این کار ناراحت‏شدند و به حضور پیامبرصلی الله علیه وآله شکایت‏بردند.پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «مردم! از علی شکوه‏نکنید; به خدا سوگند! او در راه خدا شدیدتراز آن است که کسی از وی شکایت کند.» (1)  بقیه مطلب در ادامه


ادامه مطلب

پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 16:6 | لینک ثابت |

سلام برلبان تشنه حسین بن علی ویارانش
جمعه یکم خرداد 1388
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 17:0 | لینک ثابت |

جاذبه فوق العاده نهج البلاغه
کتابخانه دیجیتال والکترونیک املش

پيروان اهل سنت و علماى شيعه و ساير دانشمندان اسلامى و علما و دانشمندان مسيحى و تمام كسانى كه با نهج البلاغه سروكار داشته‏اند و آن را با دقت مطالعه نموده‏اند بدون استثناء از جاذبه نيرومند نهج البلاغه سخن گفته‏اند و خود را تحت تاثير و نفوذ آن ديده‏اند. اين كشش و جاذبه نيرومند كه در خطبه‏ها و نامه‏ها و كلمات قصار امام على عليه‏السلام محسوس است انگيزه اصلى گروهى از دانشمندان براى شرح نهج البلاغه يا نوشتن كتاب و مقاله درباره شخصيت على عليه‏السلام بوده است.
و ما ذيلا به مهمترين دلائل روشن اين جاذبه مى‏پردازيم:


ادامه مطلب...
پنجشنبه ششم فروردین 1388
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 14:52 | لینک ثابت |

دانلودرایگان تقویم سال1388هجری شمسی وقمری

پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 19:27 | لینک ثابت |

حقوق از منظر امام علي(ع).....

علماي اسلام معتقدند كه هيچ مسئله اي بعد از توحيد به اهميت حق و عدل نمي رسد همانطوري كه مسئله توحيد در تمام اعتقادات ديني و اخلاقي مسلمانان ريشه دارد اداء حقوق ديگران نيز از آنچنان اهميتي برخوردار است كه بعد از اعتقاد به يگانگي خدا چيزي به پاي آن نمي رسد و در تمام شئون اجتماعي مسلمين جايگاه مخصوصي دارد.

در اين مقاله انواع حق از نگاه مولاعلي(ع) بررسي شده است.

 

   ● نويسنده: يوسف صديق - عرباني

● ارسال كننده: مدير سايت

● منبع: روزنامه - کیهان

 

 

حق الناس

حضرت علي«ع» در اهميت حقوق مردم مي فرمايد:

سوگند به خدا اگر تمام شب را بر روي خارهاي سعدان (خار سه شعبه و گزنده) به سر ببرم و يا با غل و زنجير به اين سو و آن سو كشيده شوم، خوش تر دارم تا خدا و پيامبرش را در روز قيامت، در حالي ملاقات كنم كه به بعضي از بندگان خدا ستم نموده، و به ناحق چيزي از اموال عمومي را غصب كرده باشم(1)

آيا اين سخنان گهربار، به مسئولين جوامع اسلامي و امت اسلام براي هميشه هشدار نمي دهد؟ بسيارند كساني كه ادعاي دينداري مي كنند ولي بي ميل نيستند كه از راه هاي نامشروع و تعدي به حقوق اين و آن به مطلوب خود دست يابند چنانچه بعضي از اين افراد، به آن امام بزرگوار پيشنهاد مي كردند حال كه حكومت اسلامي به دست شما رسيده است چه اشكال دارد كه از هر راهي به اهداف خود دست يابيد؟! ولي آن حضرت در جواب آنها اينطور مي فرمايد: آيا به من دستور مي دهيد كه براي پيروي از جور و ستم و رفتار ناحق درباره امت اسلامي كه برآنها ولايت دارم استفاده كنم؟ به خدا قسم تا عمر دارم و تا شب و روز از پي هم مي آيند و ستارگان يكي پس از ديگري طلوع و غروب مي كنند هرگز چنين كاري نخواهم كرد.(2)

 

اهميت حق و عدل

در تفسير قرآن كريم آورده اند: روزي دو كودك خردسال هركدام خطي نوشته و به حضور امام حسن مجتبي عليه السلام شرفياب شدند و از آن جناب خواستند كه بهترين خط را انتخاب نمايد در اين موقع امام علي عليه السلام ناظر اين صحنه بود به فرزند خود، امام مجتبي عليه السلام فرمود: پسرم نگاه كن كه چگونه داوري خواهي كرد و حق را به صاحب حق خواهي داد زيرا اين يك قضاوت است و خداوند تعالي در روز قيامت، از چگونگي آن از تو سؤال خواهد كرد.(3)

ببينيد براي مسئله اي به اين كوچكي كه از ديد ما شايد آنقدر كم اهميت است كه قابل ذكر نيست ولي مي بينيم كه حضرت امام علي عليه السلام تا آنجا به اين مسئله اهميت مي دهد كه به فرزندش آنگونه اخطار مي كند.

 

احترام به حقوق مردم

حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام پس از اينكه در سال 36 هجري حكومت اسلام را به دست گرفت در نهج البلاغه آمده است كه آن حضرت به مأمور جمع آوري ماليات در مورد مراعات حقوق مردم اينگونه سفارش فرموده است: در مسير راه هيچ مسلماني را نترسان يا با زور و قلدري از زمين او عبور نكن. و افزون تر از حقوق الهي از او مگير، و هرگاه به قبيله اي رسيدي در كنار آبشان فرود آي و وارد خانه كسي از آنها مشو... تا آنجا كه فرمود: پس به آنها سلام كن، و در سلام و مهرباني كوتاهي نكن سپس مي گويي: اي بندگان خدا مرا ولي خدا و جانشين او به سوي شما فرستاده، تا حق خدا را كه در اموال شما است تحويل گيرم، آيا در اموال شما حقي است كه به نماينده او بپردازيد؟

اگر كسي گفت: نه، ديگر به او مراجعه نكن، و اگر كسي پاسخ داد آري، همراهش برو بدون اينكه او را بترساني، يا تهديد كني،... تا آنجا كه فرمود:

و اگر داراي گوسفندي يا شتر بود، بدون اجازه اش داخل مشو كه اكثر اموال از آن او است، آنگاه كه داخل شدي مانند اشخاص سلطه گر و سخت گير رفتار مكن. در كجاي دنيا سراغ داريد كه زمامداري در اوج قدرت، نسبت به مردم اينگونه سفارش كند؟(4)

 

حقوق دوستان

گاهي پيش مي آيد كه دونفر دوست كه سالها با هم در كمال صميميت و مهرباني زيسته اند و تحمل يكديگر را در گرفتاري ها داشته اند ولي به خاطر اندك چيزي با يكديگر قهر نموده و از هم جدا شده اند، و شيطان هم با دسيسه هاي اهريمني خود پيوند دوباره آنها را ناممكن ساخته است. در اين بخش از مقاله از زبان گوهربار حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مي خوانيم كه آن جناب در ايجاد رابطه مجدد بين اين دو دوست چه بيان زيبايي را در نهج البلاغه به يادگار گذاشته است.

به فرزندش امام مجتبي عليه السلام مي فرمايد: چون برادرت از تو جدا شود تو پيوند دوستي را برقرار كن، اگر او روي برگرداند تو مهرباني كن، و چون بخل ورزد تو بخشنده باش، هنگامي كه او دوري مي گزيند تو نزديك شو، و چون او سخت مي گيرد تو آسان گير... تا آنجا كه مي فرمايد: چنانچه گويي بنده او هستي، و مثل اينكه او صاحب نعمت تو باشد.(5)

 

رعايت حقوق و حدود دوستي

مهرباني و گذشت هر چند بسيار عالي است اما بايد بدانيم كه در همه جا كاربرد ندارد بلكه در جايش ارزشمند است، همان طوري كه خشم و غضب نيز جايگاه خودش را دارد اگر در جايي كه نبايد اعمال شود به كار رود به قول معروف به جاي اينكه ابرو را درست كند چشم را كور مي نمايد سعدي مي گويد:

تواضع گرچه محبوب است و اجر بيكران دارد

نشايد كرد با هر كس كه هيبت را زيان دارد

به همين دليل حضرت امام علي عليه السلام بعد از آن رهنمود بسيار زيبا به فرزند ارجمندش، امام مجتبي(ع) در رعايت حقوق دوستان، براي اينكه حدود و مرز محبت ها را نسبت به برادران ديني و دوستان معين كند بلافاصله به دنبال آن سخنان، مي فرمايد: مبادا دستورات يادشده را با انسان هايي كه سزاوار آن نيستند انجام دهي، يا دوستي و گذشت را در غير موضعش به كارببري... تا آنجا كه فرمود:

با آن كس كه با تو درشتي كرده تو به نرمي رفتار كن كه اميد است به زودي در برابر تو نرم شود.

حقوق برادري

آن حضرت در شناخت دقيق حقوق برادري مي فرمايد:

دوست، دوست نمي شود مگر آن كه حقوق برادرش را در سه جا محفوظ نگه دارد: در فقر و گرفتاري و در نبود او، و همچنين بعد از وفات او(6) و منظور از نبود او يعني همينطور كه در حضورش از او دفاع مي كند در نبودش نيز از حقوق او دفاع نمايد.

 

حقوق متقابل پدر و مادر

آن امام بزرگوار در نهج البلاغه مي فرمايد:

همانا فرزند را به پدر، و پدر را به فرزند، حقي است.

حق پدر بر فرزند، اين است كه: پدرش را در تمام دستوراتش به غير از معصيت خدا اطاعت نمايد. و حق فرزند بر پدر اين است كه: نام نيكو براي او بگذارد، خوب تربيتش كند، و به او قرآن بياموزد.(7) راستي اگر مسلمانان به اين دستورالعمل هاي سعادت آفرين اسلام كه از زبان امام معصوم تراوش كرده عمل كنند، و به حقوق هم احترام بگذارند، آيا جامعه اسلامي ما بهتر از اين نخواهد بود؟

 

حقوق متقابل امام و امت

در رابطه با حقوق متقابل امام و امت امام علي عليه السلام با مردم اينگونه خطاب كرده و مي فرمايد:

اي مردم مرا بر شما حقي است و شما را نيز بر من حقي واجب شده است.

اما حق شما بر من آن است كه خيرخواه شما باشم و بيت المال را ميان شما عادلانه تقسيم كنم و شما را آموزش دهم تا بي سواد و نادان نباشيد و شما را تربيت كنم تا راه و رسم زندگي را بدانيد.

و اما حق من بر شما اين است كه در بيعت با من وفادار باشيد، و در آشكار و نهان برايم خيرخواهي كنيد و هرگاه شما را فراخواندم اجابت كنيد، و چون شما را فرمان دادم اطاعت كنيد.(8)

آن حضرت اين سخنراني را در آغاز پذيرش حكومت اسلام در سال 36 هجري ايراد فرموده است و در بخشي ديگر از اين خطبه مي فرمايد: پس مسلمان كسي است كه مسلمانان ديگر از زبان و دستش در امان باشند مگر آنجا كه حق باشد...(9)

يعني آنجا كه قانون حكم مي كند مجرمي تنبيه شود تأمين امنيت اجتماعي در گرو اجراي عدالت اسلامي است و بايد آن مجرم از هر دسته و گروهي كه باشد حد شرعي بر او جاري شود؛ پس اگر في المثل مجرمي شلاق مي خورد اين عمل، ظلم نيست بلكه عين حق و عدل است و شلاق زننده نيز به حق عمل كرده است نه به باطل.

بزرگي حق الناس

در اهميت و بزرگي حق مردم و مقدم بودن حق الناس بر خدا آن است كه خداوند تعالي خودش حقوق بندگانش را بر حقوق خويش مقدم شمرده چنانچه حضرت اميرالمؤمنين در نهج البلاغه مي فرمايد: خداوند سبحان حقوق بندگانش را بر حقوق خود مقدم قرار داده است، پس هر كس كه براي اداء حقوق بندگان خدا قيام كند، در حقيقت، اين عمل، او را به اداء حقوق الهي مي كشاند.(10)

بزرگي حق خدا از نگاه رسول خدا(ص)

هر چند حق خدا بر بندگانش بزرگ تر از آن است كه اداء شود، چنانچه رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمود:

همانا حقوق خداوند تعالي بزرگتر از آن است كه بندگان او بتوانند اداء نمايند، و نعمت هاي او بيشتر از آن است كه بندگان او بتوانند شمارش كنند، وليكن صبح و شام توبه كنيد و به سوي او بازگشت نماييد.(11)

 

حقوق متقابل رهبر و مردم

حضرت علي(ع) در رابطه با حقوق مردم بر رهبر چنين مي فرمايد:

آگاه باشيد حق شما بر من آن است كه جز اسرار جنگي هيچ رازي را از شما پنهان ندارم و كاري را جز حكم شرع بدون مشورت شما انجام ندهم و در پرداخت حق شما كوتاهي نورزيده، و در وقت تعيين شده، به شما بپردازم، و با همه شما به گونه اي مساوي رفتار كنم پس من وقتي مسئوليت هاي ياد شده را درست انجام دادم بر خداست كه نعمت هاي خود را بر شما ارزاني دارد، و وظيفه شما هم فرمانداري از رهبر شما است تا آنجا كه فرمود: خوارترين افراد نزد من انسان كج رفتار است كه او را به سختي كيفر خواهم داد(12)

 

سفارش امام به مالك اشتر در رعايت حقوق مردم

مالك اشتر از ياران بسيار باوفاي حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام بود كه در لياقت و شجاعت و ايمان و تقوي مشهور بود. امام عليه السلام در سال 38 هنگامي كه او را به فرمانبرداري مصر برگزيد منشوري را براي او نوشت كه از زيباترين نامه هاي آن حضرت در نهج البلاغه محسوب مي شود و به فرمان مالك معروف است. در اين نامه كه داراي معاني بسيار ژرف و عميق است آنچه زمامداران اسلام بايد بدانند و با عمل و مراعات آن كشورداري و دينداري و مردم داري كنند در اين نامه مكتوب است.

اينك قسمتي از نامه امام به مالك: «دوست داشتني ترين چيزها در نزد تو در حق، ميانه ترين و در عدل، فراگيرترين و در جلب خشنودي مردم گسترده ترين باشد، كه همانا خشم عمومي مردم، خشنودي خواص (نزديكان) را از بين مي برد، اما خشم خواص را خشنودي همگان بي اثر مي كند، خواص جامعه همواره بار سنگيني را بر حكومت تحميل مي كنند، زيرا در روزگار سختي ياريشان كمتر، و در اجراي عدالت از همه ناراضي تر، و در خواسته هايشان پافشارتر، و در عطا و بخشش كم سپاس تر، و به هنگام منع خواسته ها، دير عذرپذيرتر، و در برابر مشكلات كم استقامت تر مي باشند، در صورتي كه ستون هاي استوار دين، و اجتماعات پرشور مسلمين و نيروهاي ذخيره دفاعي عموم مردم مي باشند.

پس به آنها بيش تر گرايش داشته باش، و ميل تو با آنان باشد.(13)

 

سفارش امام علي(ع) به فرزندانش در رعايت حق و عدل در قصاص

در نهج البلاغه مي خوانيم كه امام علي عليه السلام پس از ضربت خوردن با شمشير ابن ملجم مرادي لعنه الله عليه در سال چهل هجري ضمن وصيت هايي كه به فرزندانش امام حسن و امام حسين عليهم السلام فرموده در پايان وصيت در مورد قصاص اين سفارش اكيد را به يادگار گذاشته است: اي فرزندان عبدالمطلب مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد(و دست به كشتار بزنيد و بدين بهانه تصفيه حساب ها را به ميان بكشيد) و حرفتان اين باشد كه بگوييد اميرالمؤمنين كشته شده است.

بدانيد جز قاتل من نبايد كسي ديگر كشته شود آن هم درست بنگريد! اگر من از يك ضربت او كه بر من وارد كرده مردم شما هم او را تنها يك ضربت بزنيد.

مبادا دست و پاي آن مرد را ببريد و او را مثله نماييد زيرا من از رسول خدا(ص) شنيده ام كه فرمود: «جدا از بريدن اعضاي مرده بپرهيزيد هر چند سگ هار باشد».

 

رعايت حقوق حيوانات

امام علي«ع» در نامه 25نهج البلاغه درباره حمايت از حقوق حيوانات فرموده اند: «حق نداري حيواني را بترساني يا مورد اذيت و آزار قراردهي...»

قبلاً ترجمه بخشي از كلمات آن حضرت در بالا ذكر شد كه آن حضرت به مأمور وصول ماليات خود فرمود: چون داخل شدي ظالمانه وارد نشو، و حيواني را رم نده و هراسان مكن... تا آنجا كه فرمود: در رساندن حيوانات (به مركز حكومت). آن را به دست چوپاني بسپار كه خيرخواه و مهربان و امين و نگهبان باشد، نه سختگير و خشن باشد و نه ستمكار، نه تند براند، و نه حيوانات را خسته كند، ملاحظه فرماييد كه چقدر زيبا سفارش مشفقانه به مأمورش مي دهد... تا جايي كه مي فرمايد: هرگاه حيوانات را به دست فردي امين سپردي، به او سفارش كن تا بين شتر و بچه اش جدايي نيفكند، و شير آن را ندوشد تا زياني به بچه اش وارد نشود... در سوار شدن بر شتران و چهارپايان حقوق آنان را رعايت كند، و مراعات حال شتر خسته يا زخمي را كه سواري دادن براي او سخت است بنمايد آنها را در سرراه به درون آب ببرد و از جاده هايي كه دو طرف آن علفزار است به جاده بي علف نكشاند، و هرچندگاه شتران را مهلت دهد تا استراحت كنند و هرگاه به آب و علفزار رسيد فرصت دهد تا علف بخورند و آب بنوشند.

 

پانوشتها

1- نهج البلاغه خطبه224

2- نهج البلاغه: خطبه126

3- تفسير مجمع البيان، ج3، 64

4- نهج البلاغه، نامه25

5- نهج البلاغه، نامه1

6- نهج البلاغه: حكمت134

7- نهج البلاغه، حكمت 399

8- نهج البلاغه خطبه34

9- نهج البلاغه خطبه167

10- غرر الحكم، به نقل از ميزان الحكمه، ج2/480

11- بحار، ج77/76

12- نهج البلاغه، نامه50

13- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، 569 

پنجشنبه یکم اسفند 1387
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 16:2 | لینک ثابت |

علی مع الحق والحق مع علی
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 7:50 | لینک ثابت |

عیدولایت عید غدیر

سابقه«غدير»و«عيد گرفتن»اين روز مقدس، به زمان پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم)مى‏رسد.

در دوران ائمه‌ديگر نيز اين سنت دينى ادامه داشته و امينان وحى الهى، همچون امام صادق(علیه السلام)و امام رضا(علیه السلام)آن را آشكار ساخته و يادش را گرامى و زنده نگه مى‏داشتند. پيش از آنان نيز، اميرالمومنين(علیه السلام)احياگر اين عيد بود.

رمز عيد بودن«غدير»نيز، كمال دين و اتمام نعمت در سايه تداوم خط رسالت در شكل و قالب امامت بود. به فرمان پيامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)مسلمانان مامور شدند« ولايت»را به صاحب ولايت تبريك گويند و با آن حضرت بيعت كنند.

 رسول خدا نيز براين نعمت الهى شادمانى كرد و فرمود:« الحمدلله الذى فضلنا على جميع العالمين.« آيه قرآن كه به صراحت، اين روز را روز اكمال دين و خشنودى پروردگار از اين واقعه و اين تعيين وصى دانسته، رمز ديگرى از عيد بودن غديرخم است. فرخندگى اين روز و عظمت اين مراسم و عيد بودن غدير، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. اين نكته را حتى «طارق بن شهاب» مسيحى كه در مجلس عمربن خطاب حضور داشت، فهميده بود كه گفت: اگر اين آيه "اليوم اكملت لكم دينكم..."(مائده / 3)در ميان ما نازل شده بود، روز نزول آيه را عيد مى‏گرفتيم. هيچ يك از حاضران نيز حرف او را رد نكردند. خود عمر نيز سخنى گفت كه به نوعى پذيرش حرف او بود. (1).

عيد گرفتن غدير

غدير، تنها نه به عنوان« روزى تاريخى»،بلكه به عنوان يك«عيد اسلامى»مطرح است.

 عيد بودن آن نيز، مراسم و سنت هاى خاصى را مى‏طلبد و نه تنها بايد آن را عيد دانست، بلكه بايد آن را عيد گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظيم شعائر دينى، آن را بزرگ داشت و بر شكوه آن افزود، تا ارزش هاى نهفته در اين روز عظيم، همواره زنده بماند و سيره معصومين عليهم السلام احيا گردد. همه اين ويژگي ها براى اين روز بزرگ، موقعيتى والا و ارزشمند پديد آورد، آنچنان كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)و ائمه هدى و مومنانى كه پيرو آنان بودند، از موقعيت اين روز شادمان بودند. مقصود ما از«عيد گرفتن»اين روز نيز همين است. خود حضرت رسول نيز به اين نكته اشاره و تصريح فرموده است، از جمله در روايتى كه مى‏فرمايد:

-روزغديرخم، برترين اعياد امت من است، روزى است كه خداى متعال مرا فرمان داد تا برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمى هدايتگر براى امتم تعيين كنم كه پس از من به وسيله او راهنمايى شوند، و آن، روزى است كه خداوند در آن روز، دين را كامل ساخت و نعمت را بر امتم به كمال و تمام رساند و اسلام را به عنوان دين، برايشان پسنديد.« كلام ديگر پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)كه فرموده بود:« به من تهنيت بگوييد، به من تهنيت بگوييد.»(2)نيز نشان دهنده همين عيد بودن روز غدير در كلام حضرت رسول است.

خود اميرالمومنين(علیه السلام)در ادامه خط پيامبر، اين روز را عيد گرفت و در سالى كه روز جمعه با روز غدير مصادف شده بود، در ضمن خطبه عيد فرمود: -خداوند متعال براى شما مومنان، امروز دو عيد بزرگ و شكوهمند را مقارن قرار داده است كه كمال هر كدام به ديگرى است، تا نيكى واحسان خويش را درباره شما كامل سازد و شما را به راه رشد برساند و شما را دنباله رو كسانى قرار دهد كه با نور هدايتش روشنايى گرفته‏اند و شما را به راه نيكوى خويش ببرد و به نحو كامل از شما پذيرايى كند. پس جمعه را محل گردهمايى شما قرار داده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاك سازد و آلودگي هاى جمعه تا جمعه را بشويد، نيز براى يادآورى مومنان و بيان خشيت تقوا پيشگان مقرر ساخته است و پاداشى چند برابر پاداش هاى مطيعان در روزهاى ديگر قرار داده و كمال اين عيد، فرمانبردارى از امر الهى و پرهيز از نهى او و گردن نهادن به طاعت اوست. پس توحيد خدا، جز با اعتراف به نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)پذيرفته نيست و دين، جز با قبول ولايت به امر الهى قبول نمى‏شود و اسباب طاعت خدا جز با چنگ زدن به دستگيره‏هاى خدا و اهل ولايت، سامان نمى‏پذيرد. خداوند در روز غدير، بر پيامبرش چيزى نازل كرد كه بيانگر اراده‏اش در باره خالصان و برگزيدگان است و او را فرمان داد كه پيام را ابلاغ كند و از بيماردلان و منافقان هراس نداشته باشد و حفاظت او را عهده دار باشد... .

 تا آنجا كه فرمود: رحمت خدا برشما باد! پس از پايان اين تجمع، به خانه‏هايتان برگرديد و به خانواده خود، وسعت و گشايش دهيد و به برادران خود نيكى كنيد و خداوند را بر نعمتى كه ارزانى‏تان كرده، سپاس گوييد. با هم باشيد، تا خداوند هم متحدتان سازد، به يكديگر نيكى كنيد، تا خداوند هم، الفت شما را پايدار كند، از نعمت الهى به يكديگر هديه دهيد، آن گونه كه خداوند بر شما منت نهاده و پاداش آن را در اين روز، چندين برابر عيدهاى گذشته و آينده قرار داده است. نيكى در اين روز، ثروت را مى‏افزايد و عمر را طولانى مى‏كند. ابراز عاطفه و محبت به هم در اين روز، موجب رحمت و لطف خدا مى‏شود. تا مى‏توانيد، در اين روز از وجودتان خرج خانواده و برادرانتان كنيد و در برخوردها و ملاقات ها ابراز شادمانى و سرور كنيد...»(3).

آيين عيد غدير و ائمه[علیهم السلام]

ائمه اهل ‏بيت عليهم السلام، اين روز را شناخته و شناسانده و آن را عيد ناميدند و همه مسلمانان را به عيد گرفتن آن دستور دادند و فضيلت آن روز و ثواب نيكوكارى در آن را بيان كردند.

 فرات بن احنف مى‏گويد: به امام صادق(علیه السلام)عرض كردم: جانم فدايت! آيا مسلمانان عيدى برتر از عيد فطر و قربان و جمعه و روز عرفه دارند؟ فرمود: آرى! با فضيلت ترين، بزرگترين و شريف ترين روز عيد نزد خداوند، روزى است كه خدا دين را در آن كامل ساخت و بر پيامبرش محمد(صلی الله علیه و آله و سلم )اين آيه را نازل فرمود: " اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا" گفتم: آن كدام روز بود؟ فرمود: هر گاه يكى از پيامبران بنى‏اسرائيل مى‏خواست جانشين خود را تعيين كند و انجام مى‏داد، آن روز را عيد قرار مى‏دادند. آن روز، روزى است كه پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، على(علیه السلام)را به عنوان هادى امت نصب كرد و اين آيه نازل شد و دين كامل گشت و نعمت خدا بر مومنان، تمام شد. گفتم: آن روز، كدام روز از سال است؟ فرمود: روزها جلو و عقب مى‏افتد، گاهى شنبه است، گاهى يك شنبه، گاهى دوشنبه، تا... آخر هفته. گفتم: در آن روز، چه كارى سزاوار است كه انجام دهيم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز و شكر و حمد خداوند و شادمانى است، به خاطر منتى كه خدا بر شما نهاد و ولايت ما را قرار داد . دوست دارم كه آن روز را روزه بگيريد. (4).

 حسن بن راشد از امام صادق(علیه السلام)روايت مى‏كندكه: به آن حضرت عرض كردم: جانم فدايت! آيا مسلمانان را جز عيد فطر و قربان، عيدى است؟ فرمود: آرى اى حسن! بزرگتر و شريف ‏تر از آن دو. پرسيدم: چه روزى است؟ فرمود: روزى كه اميرالمومنين(علیه السلام)به عنوان نشانه راهنما براى مردم منصوب شد.

 گفتم: فداى شما! در آن روز چه كارى سزاوار است كه انجام دهيم؟ فرمود : روزه مى‏گيرى و بر پيامبر و دودمانش درود مى‏فرستى و از آنان كه در حقشان ستم كردند، به درگاه خدا تبرى مى‏جويى. همانا پيامبران الهى به اوصياء خويش دستور مى‏دادند روزى را كه جانشين تعيين شده،«عيد»بگيرند. پرسيدم: پاداش كسى كه آن روز را روزه بگيرد چيست؟ فرمود: برابر با روزه شصت ماه است. (5).

عبدالرحمان بن سالم نيز از پدرش روايت كرده كه: از حضرت صادق(علیه السلام)پرسيدم: آيا مسلمانان غير از جمعه، قربان و فطر، عيدى دارند؟ فرمود: آرى، عيدى محترم‏تر. گفتم: چه روز؟ فرمود : روزى كه حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)، اميرالمومنين(علیه السلام)را به امامت منصوب كرد و فرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه» . عرض كردم: آن روز، چه روزى است؟ فرمود: به روزش چه كاردارى؟ سال در گردش است، ولى آن روز، هيجدهم ذى‏ حجه است.

پرسيدم: در آن روز شايسته است چه كارى انجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و ياد كردن محمد و آل محمد، خداوند را ياد مى‏كنيد . همانا پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم)توصيه فرمود كه مردم اين روز را عيد بگيرند. پيامبران همه چنين مى‏كردند و به جانشينان خود وصيت مى‏كردند كه روز تعيين جانشين را عيد بگيرند. (6(

 امام صادق(علیه السلام)نيز روزه غديرخم را برابر با صد حج و عمره مقبول نزد خداوند مى‏دانست و آن را«عيد بزرگ خدا»مى‏شمرد. در« خصال»صدوق از مفضل بن عمر روايت شده كه: به حضرت صادق(علیه السلام)عرض كردم: مسلمانان چند عيد دارند؟ فرمود: چهارعيد. گفتم: عيد فطر و قربان و جمعه را مى‏دانم. فرمود: برتر از آنها روز هيجدهم ذى‏ حجه است. روزى كه پيامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)،(دست)حضرت امير(علیه السلام)را بلند كرد و او را حجت بر مردم قرار داد. پرسيدم: در اين روز، چه بايد بكنيم؟ فرمود: با آن كه هر لحظه بايد خدا را شكر كرد، ولى در اين روز، به شكرانه نعمت الهى بايد روزه گرفت. انبياى ديگر نيز اين گونه به اوصياى خود سفارش مى‏كردند كه روز معرفى وصى را روزه بدارند و عيد بگيرند . در حديث ديگرى در«مصباح شيخ طوسى»(7)امام صادق(علیه السلام)آن روز را روزى عظيم و مورد احترام معرفى كرده است كه خداوند حرمت آن را بر مومنان گرامى داشته و دينشان را كامل ساخته و نعمت را بر آنان تمام نموده است و در اين روز، با آنان عهد و ميثاق خويش را تجديد كرده است.

 امام، غديرخم را روز عيد و شادمانى و سرور و روز روزه شكرانه دانسته كه روزه‏اش معادل شصت ماه از ماه هاى حرام( محرم، رجب، ذى قعده و ذى حجه)است. در حديثى ديگر است كه، حضرت صادق(علیه السلام)در حضور جمعى از هواداران و شيعيانش فرمود: آيا روزى را كه خداوند، با آن روز، اسلام را استوار ساخت و فروغ دين را آشكار كرد و آن را براى ما و دوستان و شيعيانمان عيد قرار داد، مى‏شناسيد؟ گفتند: خدا و رسول و فرزند پيامبر داناتر است، آيا روز فطر است؟ فرمود: نه. گفتند: روز قربان است؟ فرمود: نه، هر چند اين دو روز، بسيار مهم و بزرگند، اما روز« فروغ دين»از اينها برتر است، يعنى روز هيجدهم ذى حجه... . فياض بن محمدبن عمر طوسى در سال 259( در حالى كه خودش 90 سال داشت.)گفته است كه حضرت رضا(علیه السلام)را در روز غدير ملاقات كردم، در حالى كه در محضر او جمعى از ياران خاص وى بودند و امام(علیه السلام)آنان را براى افطار نگاه داشته بود و به خانه‏هاى آنان نيز طعام و خلعت و هدايا، حتى كفش و انگشتر فرستاده بود و وضع آنان و اطرافيان خود را دگرگون ساخته بود و پيوسته فضيلت و سابقه اين روز بزرگ را ياد مى‏فرمود.

 محمدبن علاء همدانى و يحيى بن جريح بغدادى مى‏گويند: ما به قصد ديدار احمدبن اسحاق قمى - از اصحاب امام عسكرى عليه السلام - در شهر قم به در خانه‏اش رفته، در زديم. دختركى آمد. از او درباره احمد بن اسحاق پرسيديم. گفت: او مشغول عيد خودش است، امروز عيد است. گفتيم: سبحان الله! عيد شيعيان چهارتاست: عيد قربان، فطر، غدير و جمعه. (8). اين نيز نشان دهنده سيره عملى بزرگان شيعه، نسبت به اين روز فرخنده است. اميد است كه جامعه شيعى، با اهتمام ورزيدن به عيد ولايت و رهبرى، رشد خودشان را نشان دهند و با تكريم اين حبل المتين استوار شيعه، دين خويش را نسبت به بنيادهاى اعتقادى ادا كنند.

پى‏نوشت ها:

1ـ به نقل از علامه امينى در جلد 3 الغدير. 2ـ شرف المصطفى . 3ـ مصباح المتهجد، ص 524 . 4ـ تفسير فرات بن ابراهيم كوفى، در سوره مائده . 5ـ كافى، ج 1، ص 303 . 6ـ همان، ص 204. 7ـ همان، ص 513 . 8ـ الغدير، ج 3، به نقل از مختصر بصائر الدرجات . منبع : كوثر نور

برگرفته از سايت www.Shiastudies.com


دوشنبه بیست و سوم دی 1387
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 18:45 | لینک ثابت |

به راستی شمانیازمندیهای خودرادراینترنت چقدرتامین می کنید...

 

چهارشنبه یازدهم دی 1387
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 14:31 | لینک ثابت |

سی ویک روزبامدیرموفق

راز رهبري در اين است که مقام و موقعيت را ابزاري براي خدمت به ديگران بداني ، نه ترومپتي که از طريق آن امتياز خود را به گوش همه برساني .

روز دوم :
راز رهبري در به خاطر سپردن اين قانون است که : « انسان ها مهم تر از اشياء هستند».

روز سوم :
راز رهبري در اين است که نسبت به زير دستانت صادق و صميمي باشي و متوقع نباشي که آنها در صداقت و صميميت پيشقدم شوند.

روز چهارم :
راز رهبري در اين است که اعتبار خودت را با ديگران و مشکلات آنها را با خودت قسمت کني.

روز پنجم :
راز رهبري در اين است که طرفدار حقيقت باشي . يادت باشد که در آخر همواره حقيقت برنده است.

روز ششم :
راز رهبري در اين است که همواره هدف نهايي را در نظر بگيري : « ما واقعاً به دنبال چه هستيم ؟ »

روز هفتم :
راز رهبري در اين است که احساسات متعادل داشته باشي : از موفقيت مغرور و از شکست نا اميد نشو ، اما تا مي تواني تلاش کن کارها را درست انجام دهي . نتايج خودشان با هم کنار خواهند آمد.

روز هشتم :
راز رهبري در اين است که حواست را بر کاري که انجام مي دهي متمرکز کني ، نه بر خودت به عنوان کننده کار.

روز نهم :
راز رهبري در اين است که انجام کاري را که خودت دوست نداري انجام دهي ، از کس ديگري نخواهي.

روز دهم :
راز رهبري در اين است که اول نفع ديگران را در نظر بگيري ، بعد نفع خودت را.

روز يازدهم :
راز رهبري در اين است که به صداي عقل و شعور ديگران گوش کني ، يعني به واقعيتي که در پس هر اتفاقي وجود دارد.

روز دوازدهم :
راز رهبري در اين است که همه چيز را همان طور که هست بپذيري ، نه آن طور که دلت مي خواهد ، يا فکر مي کني بايد باشد . زيرا روياهاي نا ممکن ، تنها با گذشتن از مراحل ممکن تحقق مي يابند.

روز سيزدهم :
راز رهبري در اين است که بهترين استفاده را از استعدادهاي ديگران ، همان طور که هستند بکني و فکرمي کني اگر استعدادهاي شان جور ديگري بود ، بهتر مي شد .

روز چهاردهم :
راز رهبري در دور انديشي است . به جايي نگاه کن که از ديدرس خارج است ، به استعدادهايي که در افق قرار دارند.

روز پانزدهم :
راز رهبري در اين است که به راه حل ها فکر کني ، نه به مشکلات.

روز شانزدهم :
راز رهبري در اين است که خود را پايبند سنت ها نکني . کاري را که حقيقتاً درست است انجام بده . حتي اگر ديگران آن کار را هزار بار انجام داده باشند ، باز هم تازه به نظر خواهد آمد.

روز هفدهم :
راز رهبري در اين است که ديگران را در آرمان ها و اهدافت سهيم کني و آنها را دوستان خودت بداني تا همواره حمايتت کنند.

روز هجدهم :
راز رهبري در اين است که پايبند اصول صحيح باشي و قضاوت هاي مردم را شاخص قرار ندهي .

روز نوزدهم :
راز رهبري در اين است که اصول والايي را که در قوانين از پيش تعريف شده وجود دارد ، در محبت و مهرباني جستجو کني.

روز بيستم :
راز رهبري در اين است که تيم انجام دهنده کار را مهم تر از نتيجه کار بداني . يادت باشد که يک گروه خوب ، مي تواند محصولات مختلفي توليد کند.

روز بيست و يکم :
راز رهبري در اين است که حب و بغض بر تصميماتت اثر بگذارد.

روز بيست و دوم :
راز رهبري در اين است که از ديگران همکاري و کمک بخواهي نه اطاعت و حرف شنوي.

روز بيست و سوم :
راز رهبري در ميزان اشتياق نسبت به کار است . اشتياق نسبت به ايده هايت ، ديگران را وادار به پذيرفتن آنها خواهد کرد.

روز بيست و چهارم :
راز رهبري در اين است که هر کاري را با طيب خاطر انجام دهي.

روز بيست و پنجم :
راز رهبري در اين است که از انجام کار بيش از نتيجه کار لذت ببري . در اين صورت ، با توجه به متغير بودن چيزها ، توانايي تو براي انگيزه دادن به ديگران همواره ثابت خواهند ماند.

روز بيست و ششم :
راز رهبري در اين است که انجام هر کاري را به مثابه راهي بداني که سرانجامش به کاميابي منتهي مي شود.

روز بيست و هفتم :
راز رهبري در اين است که با ايجاد انگيزه در ديگران ، باعث شوي به استعدادهاي متعالي خود ايمان بياورند.

روز بيست و هشتم :
راز رهبري در اين است که در کار از قدرت دليل و منطق استفاده کني و قلبت هم راهنمايت باشد.

روز بيست و نهم :
راز رهبري در دوست داشتن ديگران است . نبايد ديگران را از خودت جدا بداني ، زيرا آنها جزيي از حقيقت والاي وجود تو هستند.

روز سي ام :
راز رهبري در بزرگواري است ، نه در کينه جويي نسبت به ديگران .. هنگامي که ديگران موجب آزار تو مي شوند ، يادت باشد که خود را بيشتر از تو آزار مي دهند . پس در سکوت به آنها همدردي کن.

روز سي و يکم :
راز رهبري در شوخ طبعي است . با ديگران بخند ، اما هرگز به ديگران نخند.

 

همین امروز به جمع کوچک ما بپیوندید

http://groups. yahoo.com/ group/x_baran200 9/join

____________ _________ _________ _________ _________ ______
 

با ارسال این ایمیل به دوستان خود جمع کوچکمان را گرمتر کنید

چهارشنبه یازدهم دی 1387
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 10:30 | لینک ثابت |

داستان هایی از سوره حمد

تذهیب

داستان هایی از سوره حمد

دست بریده

شخصى از اصحاب (حضرت امیرالمؤ منین على علیه السلام ) که (دستش قطع شده بود) محضر مقدس (آقا امیر المؤ منین على علیه السلام ) شرف یاب شد.

حضرت دست بریده او را گرفته و بجاى خودش گذاشتند و آهسته چیزى خواندند، تا شفا یافت.

مرد خوشحال و خشنود شد و رفت .

روز بعد آمد خدمت با سعادت حضرت ، و گفت : یا على چه چیزى  به دستم خواندى که خوب شد؟

حضرت فرمود: (سوره حمد را خواندم)

آن شخص از روى تحقیر گفت : (سوره حمد) را خواندى ؟!

تا این حرف را زد؛ فى الحال دستش آویزان شد و تا آخر عمر به همان حالت بى دستى باقى ماند. زیرا (سوره حمد) را کوچک شمرد.( خذینة الجواهر آخر حدیث 32 ص 567)

واقعه عشق را نیست نشانى پدید

واقعه اى مشکلست بسته درى بى کلید

 تا که تو بى عاشقى از تو بباید درست

خویش بباید فروخت عشق بباید خرید

 پى نبرى ذره اى از آنچِ طلب مى کنى

تا نشوى ذره وار آنچِ تویى ناپدید

 واقعه اى بایدت تا بتوانى شود

حوصله اى بایدت تا بتوانى کشید

 تا که ببینى جمال عشق نگیرد کمال

مى شنوى وصف یار راست بباید شنید

 کار کن ار عاشقى ، بار کش از مفلسى

ز آنکه بدین سر سرى یار نیاید پدید

نام کتاب نام مولف دریافت
داستانهاى سوره حمد على میرخلف زاده
  

 

 

چهارشنبه چهارم دی 1387
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 18:3 | لینک ثابت |

نبی اکرم(ص):من کنت مولاه فهذا علی(ع) مولاه

جمعه بیست و نهم آذر 1387
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 11:19 | لینک ثابت |


نمونه هائى از بيانات پيامبر اكرم
در عظمت سيدالشهداء

و اما احاديث و جملاتى كه نبى مكرم راجع به شخصيت امام حسين و برادر بزرگوارش فرموده است از حد احصاء بيرون است.
مثل آنكه فرمود: الحسن و الحسين سيد اشباب اهل الجنة، حسن و حسين دو سرور جوانان بهشت هستند. (1)
و فرمود: حسن و حسين، بعد از من و پدرشان، برترين اهل زمين هستند، و مادرشان برترين زنان اهل زمين است. (2)
ابوذر غفارى گويد: ديدم پيامبر اكرم در حالى كه امام حسين را مىبوسيد فرمود: هركه حسن و حسين و اولاد آن دو را از روى اخلاص دوست بدارد، صورتش حرارت آتش نبيند، اگر چه گناهان او به عدد ريگ بيابان باشد مگر اينكه مرتكب گناهى شود كه از ايمان خارج گردد. (3)
مؤمن و دشمن ندارد جز منافق، و همانا دوستى حسن و حسين در دل مؤمن و منافق و كافر نهاده شده، و شما براى ايشان بدگوئى نمى بينى. (4)
و اهل قبله همگى اتفاق دارند كه پيامبر فرمود: الحسن و الحسين امامان قاما او قعدا: حسن و حسين دو امام هستند، قيام كنند يا بنشينند. (5)
و در روايت است كه هرگاه پيامبر امام حسين را مىديد او را بوسيده و به سينه مىچسبانيد و دندانهاى پيشين وى را مىمكيد و مىفرمود: فداى كسى شوم كه پسرم ابراهيم را فدايش كردم. (6) و در كامل الزيارات روايت كرده است كه پيامبر در حديثى فرمود: حسين ميوه دل من است، او روشنى چشم من است، او ريحانه من است. حضرت امير عليه السلام نيز مىفرمود: پدر و مادرم فداى حسين باد كه پشت كوفه كشته مىشود.

---------------------------
(1). بحار ج 43 ص 265 و 264.
(2). بحار ج 43 ص 269.
(3). بحار ج 43 ص 281.
(4). بحار ج 43 ص 291.
(5). بحار ج 43 ص 291.
(6). نفس المهموم ص 15.

پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 20:10 | لینک ثابت |

مراسم عيد غدير خم/دانلودمداحی ازمداح اهلبیت(س)حاج محمدکریمی

مراسم عيد غدير خم
هيئت رايت العباس سال 86 - حاج محمود کريمي

پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 20:10 | لینک ثابت |

(پيشگويى وقايع آخرالزمان از زبان امام علی(ع

پيشگويى وقايع آخرالزمان از زبان امام علی(ع)www.miadgah.org

حضرت على (عليه السلام ) در بعضى اوقات از مصائب و گرفتاريهاى آيندگان خبر مى داد و راه درمان ابتلائات آنها را گوشزد مى كرد.
على (عليه السلام ) فرمود: زمانى بر مردم خواهد مد كه چند گناه بزرگ و عمل زشت در بن آنها پديد مى آيد.
1- كارهاى زشت آشكار مى گردد و معمولى مى شود.
2- پرده هاى عفت و شرم پاره مى گردد.
3- زنا كارى و تجاوزهاى ناموسى علنى مى شود
4- مالهاى يتيمان را حلال مى شمارند و مى خورند.
5- ربا خوارى شيوع پيدا مى كند.
6- در كيلو و وزنها، كم و كاست مى كنند.
7- شراب را به اسم نبيد حلال شمرده و مى خورند.
8- رشوه را به عنوان هديه و شيرينى مى گيرند.
9- به نام امانت دارى خيانت مى نمايند.
10- مردها خود را به شكل زنان و زنان خويش را به صورت مردها در مى آورند.
11- به احكام و دستورات نماز بى اعتنائى مى كنند.
12- حج خانه خدا را براى غير خدا (براى ريا و يا تجارت ) بجا مى آورند.
سپس ادامه داد: كيفر اين زشتى ها اين است كه خداوند آنها را از فيوضات خود محروم مى كند، تا جائى كه ماه (شوال ) براى آنها مخفى مى شود بطورى كه گاهى دو شبه ديده مى شود (كه معلوم مى شود روز عيد فطر را به عنوان ماه رمضان روزه گرفتهاند با اينكه روزه آن حرام بوده است ) و زمانى شب اول رمضان مخفى مى شود، كه دو روز آن را روزه نگرفته و به عنوان آخر ماه شعبان مى خورند و روز عيد فطر را به خيال آخر ماه رمضان روزه مى گيرند. در اين وقت بايد ترسيد از اينكه خداوند بطور ناگهانى آنها را كيفر كند (مانند زلزله و طوفان و سيل ).
چرا كه به دنبال آن كارها، بلاها مردم را فرا مى گيرد، تا جائى كه كسانى صبح سالم هستند ولى شب در دل خاك و قبر آرميده اند و گاهى شب سالمند و بامدادان جزء مردگان هستند.
وقتى چنين روزگارى پيش آمد، لازم است انسان هميشه وصيت كرده باشد كه مبادا بلائى بر او فرود آمده و بدون وصيت بميرد و واجب است نماز را در اول وقت آن بخواند چون ممكن است تا آخر وقت زنده نباشد.
هر يك از شما آن زمان را درك كرد بدون وضو نخوابد و اگر برايش امكان دارد هميشه با وضو باشد چه ترس آن است كه مرگ ناگهانى برسد، لذا خوب است با وضو باشد كه روح وى با طهارت خدا را ملاقات نمايد.
من شما را ترساندم اگر بترسيد و آگاه نمودم ، اگر آگاه گرديد و شما را پند دادم چنانچه پند گيريد پس در پنهانى و آشكار، از خدا بترسيد و نبايد كسى از شما بميرد، مگر اينكه مسلمان باشد، زيرا هر كس به جز اسلام آئينى داشته باشد از او پذيرفته نيست و در آخرت زيان كار است.

 

پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 20:8 | لینک ثابت |

پیمان ولایت
جويندگان دريا
چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
نوشته شده توسط: گروه اینترنتی مهراملش ساعت: 19:4 | لینک ثابت |